بوسه يعني وصله ي شيرين دو لب بوسه يعني مستي از مشروب عشق بوسه يعني لذت دل دادگي لذت از شب . لذت از ديوانگي بوسه يعني حس خوبه طعم عشق طعم شيريني به رنگ سادگي بوسه يعني آغازي براي ما شدن لحظه ي با دلبري تنها شدن بوسه سرفصله کتاب عاشقي بوسه رمز وارد دلها شدن بوسه آتش مي زند بر جسم و جان بوسه يعني عشق من با من بمان اشتباه من بود یا تو؟ گناه من بود یا تو؟ من اون آدم بده بودم یا تو؟ تو کجا بودی وقتی که من هر شب تو رویای تو گم میشدم؟ چرا من بودم و تو نبودی؟ چرا تو باید این بازی رو تموم میکردی؟ چرا من باید میشکستم؟ آخه چرا من شدم آدم بده من که تا آخرش بودم؟؟؟؟
عشق یک فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی بی انتها و مطلق... عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن. عشق غذا خوردن یک حریص گرسنه است و دوست داشتن" همزبانی در سرزمین بیگانه یافتن" است.... آنقدر برایت مرده ام که نمی دانی کجا خاکم کنی... امشب میان خش خش پاییز پرسه میزنم، چشمهای تو را... تو را که دیگر نیستی، اما یادم باشد که هنگام بازگشت، شانه هایم را جا بگذارم... شاید یکروز غرور چشمهایت بشکند، در همین راه... کسی چه می داند! به در خواست یه دوست.
عاشق تر از همه ما موش کوری است که زیبایی جفتش را چشم بسته باور میکند ----------------------------------------------------------------- بدترین قسمت زندگی انتظار کشیدن است و بهترین قسمت زندگی داشتن کسی است که ارزش انتظار کشیدن را داشته باشد
----------------------------------------------------------------- شال و کلاه می بافم
----------------------------------------------------------------- گفتی که ما به درد هم نمی خوریم ----------------------------------------------------------------- شــاید قانون دنیـــا همین باشــد ..
----------------------------------------------------------------- سیــاهی زیـر چشم هایـم را دوست دارم ..
----------------------------------------------------------------- مرابه ذهنت نه....! به دلت بسپار....من ازگم شدن درجاهای شلوغ میترسم ....!!! شهرت : سرگردان سن : خزان نام مادر : ربیع نام پدر : سلطان غم شماره شناسنامه :۱-۱-۱ متولد : شهرستان عشق شغل : خطا کردن به دنیای پوچ جرم : به دنیا امدن محکومیت : زندگی کردن صدایم : سکوت حریم : غم مقصد : چهارراه اخرت مکان : قبرستان ساکن : شهر غم خیابان مرگ کوچه ماتم پلاک ستم محل زندگی : غم اباد رای نهایی دادگاه :متهم عاشق است اعدامش کنید اگر كسي را دوست داري...؟ برنگشت از اول براي تو نبوده خواهد يافت باشد ،احتمال برگشتنش زياد است و اگر نه احتمال ايجاد يك رابطه مجدد غير ممكن است به خاطر قانون جاذبه است و اگر نه يا اصطكاك بيشتر از انرژي بوده و يا زاويه برخورد ميان دو شيء با زاويه صحيح هماهنگ نبوده است اگر برگشت ، رسيد انبار صادر كن و اگر نه ، برايش اعلاميه بدهكار بفرست اگر برگشت ، طبق قانون ۲=1+1 عمل كرده و اگر نه در عدد صفر ضربش كن اگر برگشت ، از دستور كپي - پيست استفاده كن و اگر نه بهتر است كه ديليت اش كني نگران نباش بر مي گردد اگر در مدت زماني معين بر نگشت فراموشش كن اگر برگشت ، از او بپرس " چرا " ؟ اگر برنگشت ، منتظرش بمان تا برگردد اگر برگشت ، باز هم به حال خود رهايش كن ، اين كار را مرتب تكرار كن...
دل من ساده نشو عشق شکارت می کنه تا بیایی به خود بیایی دوباره خامت می کنه
گول حرفاشو نخور عمرش دو روزه همیشه تا چشماتو وا کنی عمر خوشی تموم میشه آخر عشقا همه اشک و آهه دل من بعد هر خوشی شب سیاه دل من تو چشاش نگاه نکن برق نگاهش می گیره تو را آتیش می زنه خنده رو لبهات می میره دل من بچه نشو عاشقی درد سر داره با آتیش بازی نکن جون خودت خطر داره
غریب است دوست داشتن... و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن… وقتی میدانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد … و نفسها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده.. به بازیش میگیریم … هر چه او عاشقتر، ما سرخوشتر… هر چه او دل نازکتر، ما بی رحم تر… تقصیر از ما نیست گویی تمامی قصه های عاشقانه اینگونه به گوشمان خوانده شده… عشق *** ***** عشق ***** ******** عشق ******** ************** عشق ************* **************** عشق *************** ********************** عشق ****************** ************************** ********************* **************************************************** شبها که بــــــــی تو پلـــــک غــــــزل بســــــته می شود از لحـــــــظه های بی تو دلم خـــــسته مــــــی شود باور نمــــــی کند دل مغـــــرور و ســــــاکتــــم هر لحظه بیشتر به تو وابسته می شود *********************** وقتـــــی تــو با منـــــی احســـــاس بــــودنم فریاد می شــــود اندوه می رود شادی به جای آن جـــا تازه مـــی کـــند وقـــــتی تــــو بــــا منـــی شــــادم بــــه رنــــــگ کــــوه ســـــــبزم به رنـــــگ دشـــــــت ************** ********** **** *
نمی دانم.... نمی دانم محبت را بر چه کاغذی بنویسم که هرگز پاره نشود... بر چه گلی بنویسم که هرگز پرپر نشود .... بر چه دیواری بنویسم که هرگز پاک نشود... به چه آبی بنویسم که هرگز گل نشود... وبر چه قلبی بنویسم که هر گز سنگ نشود...؟!!! من در آغوش تو آرامش يافتم که هيچ گناهی با آرامش مانوس نيست آغوش تو گناه نيست من در آغوش تو امنيت را احساس کردم که در هيچ گناهی امنيت محسوس نيست آغوش تو گناه نيست من در آغوش تو تمام زيبايی را لمس کردم که در هيچ گناهی زيبايی ملموس نيست پس امانم بده که تا ابد در دل اين زيبايی آرامش يابم و دورم کن از اين قومی که غرق در گناه , به پاکی من و تو شلاق ميزنند!! عشق را دوست دارم اگه یه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نمیدم که می خندومت ولی می تونم باهات گریه کنم اگه یه روز نخواستی به حرفهام گوش بدی خبرم کن........قول می دم که خیلی ساکت باشم اگه یه روز خواستی در بری بازم خبرم کن......قول نمی دم که ازت بخوام وایسی اما میتونم باهات بدوم اما.....................اگه یه روز سراغم رو گرفتیو خبری نشد..........سریع به دیدنم بیا حتمآ بهت احتیاج دارم جلسه محاکمه عشق بود و عقل قاضی ، و عشق محکوم .... به دلیل تبعید به دورترین نقطه مغز یعنی فراموشی ، قلب ت قاضای عفو عشق را داشت ولی همه اعضا با او مخالف بودند قلب شروع کرد به طرفداری از عشق ، آهای چشم مگر تو نبودی که هر روز آرزوی دیدن چهره زیبایش را داشتی ، ای گوش مگر تو نبودی که در آرزوی شنیدن صدایش بودی وشما پاها که همیشه در آرزوی رفتن به سویش بودید حالا چرا اینچنین با او مخالفید ؟ همه اعضا روی برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترک کردند ، تنها عقل و قلب در جلسه ماندند عقل گفت: دیدی قلب همه از عشق بی زارند ، ولی متحیرم با وجودی که عشق بیشتر از همه تورا آزرده چرا هنوز از او حمایت میکنی !؟ قلب نالید و گفت: من بی وجود عشق دیگر نخواهم بود و تنها تکه گوشتی هستم که هر ثانیه کار ثانیه قبل را تکرار میکند و فقط با عشق میتوانم یک قلبی واقعی باشم
يادت هست مي گفتي اگر ترکت کنم روزي تمام عمر خاموشم؟ بيادت هست مي گفتي نرو هرگز که من بي تو فراموشم؟ بيادت هست مي گفتي تمام روزها شبها صدايت هست در گوشم؟ کنون آن روزها رفته و اينک من شدم تنها اسير دردها، غمها، چرا کردي فراموشم؟ بيادت هست مي گفتي اگر روزي خدا فرمان دهد ترکت کنم فرمان نخواهم برد؟ بيادت هست مي گفتي شباهنگام بيادت تا سحر هرگز نخواهم خفت؟ کنون آن گفته ها در گوش و جانم سخت مي پيچد،
شبی غمگین ، شبی بارانی و سرد مرا در غربت فردا رها کرد،دلم در حسرت دیدار او ماند مرا چشم انتظار کوچه ها کرد ، به من می گفت تنهائی غریب است ببین با غربتش با من چه ها کرد ، تمام هستی ام بود و ندانست که در قلبم چه آشوبی به پا کرد او هرگز شکستم را نفهمید اگر چه تا ته دنبا صدا کرد.
قبل ازدواج دختر: میخوای از پیشت برم؟ پسر: حتی فكرشم نكن! دختر: دوسم داری؟ پسر: البته! هر روز بیشتر از دیروز! دختر: تا حالا بهم خیانت كردی؟ پسر: نه! برای چی میپرسی؟ دختر: منو میبوسی؟ پسر: معلومه! هر موقع كه بتونم. دختر: منو میزنی؟ پسر: دیوونه شدی؟من همچین آدمی ام؟! دختر: میتونم بهت اعتماد كنم؟! پسر: بله. دختر: عزیزم! كاری نداره! از پایین به بالا بخون دعای باران چرا ؟ دعای عشق بخوان !! اين روزها دلها تشنه ترند تا زمين خدايا , کمی عشق ببار!!! آنقــــدر، فريـــاد هايــــم را سکــــوت کرده ام که اگـــــر به چشمـــانم بنگری , کـــــر ميشوی !! یادت باشه روزی برگ برنده ات دل می شود اما تو ديگر حاکم نيستی . . . حتی میتوان خندید... اما نمی توان نوشت... زیرا نوشتن سهم کسی ست که دوسش داری... ((مرد غریب)) جرم من چیست بگو؟ صبر کن زود نرو اینجا یک نفر دلتنگ است و سوالی دارد بخدا هیچ کسی حرف دلش را نمی داند چیست ..! او سوالی دارد و فقط می پرسد این چه رسمی ست که باید شعر گفت؟ اشک ریخت ناز کشید تحقیر شد؟ صبر کردن چقدر می ارزد؟ مگر امشب خدا خوابیده... که تو اینگونه به من میخندی؟ بخدا می ریزم مثل یک کوهِ بلند مثل یک شیشه ی قدی که به سنگ میزند کودکِ بازیگوش..! واگر دیر کنی... مثل یک کاسه ی بی ارزش آب می ریزم..! اینجا یک نفر دلتنگ است و سوالی دارد که چرا قصه ی عشق در شهر شما به هوسرانی یک مردِ غریب حساس است؟ گونه ها خنده ها خاطراتت همه شیرین... و درد... حاصلِ دست درازی به کدامین گیاه است؟ بگو جرم من چیست ؟ بگو؟ عزیزم! می توانی خوشحال باشی، چون من دختر کم توقعی هستم. اگر می گویم باید تحصیلکرده باشی، فقط به خاطر این است که بتوانی خیال کنی بیشتر از من می فهمی! اگر می گویم باید خوش قیافه باشی، فقط به خاطر این است که همه با دیدن ما بگویند"داماد سر است!" و تو اعتماد به نفست هی بالاتر برود! اگر می گویم باید ماشین بزرگ و با تجهیزات کامل داشته باشی، فقط به این خاطر است که وقتی هر سال به مسافرت دور ایران می رویم توی ماشین خودمان بخوابیم و بی خود پول هتل ندهیم! اگر از تو خانه می خواهم، به خاطر این است که خود را در خانه ای به تو بسپارم که تا آخر عمر در و دیوارآن، خاطره اش را برایم حفظ کنند و هرگوشه اش یادآور تو باشد! اگر عروسی آن چنانی می خواهم، فقط به خاطر این است که فرصتی به تو داده باشم تا بتوانی به من نشان بدهی چقدر مرا دوست داری و چقدر منتظر شب عروسیمان بوده ای! اگر دوست دارم ویلای اختصاصی کنار دریا داشته باشی، فقط به خاطر این است که از عشق بازی کنار دریا خوشم می آید... جلوی چشم همه هم که نمیشود! اگر می گویم هرسال برویم یک کشور را ببینیم، فقط به خاطر این است که سالها دلم می خواست جواب این سوال را بدانم که آیا واقعا "به هرکجا که روی آسمان همین رنگ است"؟! اگر تو به من کمک نکنی تا جواب سوالاتم را پیدا کنم، پس چه کسی کمکم کند؟! بالاخره... ديوارهای اين اتاق
ردّ دسـتهـایـــت روی فـنجان جا مانـــده و جـای خـالـی یـک بــوسـه روی لـبهـــای مــن ! کاش . . . ای کـاش مـی شــد آخریـن بوسه ات جـایـی پـنهــان میكـردم تا بــار دیـگـــر كـلمات شعــرم بـوی دلـتـنـگــی نمی گرفتند . . . وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم شکست هی صدا در کوه،هی “من عاشقت هستم” شکست دل به هر آیینه،هر آیینه ایی بستم شکست عشق زانو زد غرور گام هایم خرد شد قامتم وقتی به اندوه تو پیوستم شکست پیش رویت آنچه را یک عمر نشکستم شکست کسی که دوستش دارید احساس سرور وشادی میکنید . زیباست . می نگرید لبخند میزنید. دوستش دارید این توانایی را دارید . ابراز وجود می کنید. دارید به چشمان کسی که دوستش دارید نگاه کنید. کردنش دارید.
آگهی ترجیحا عاشقانه دختر پسري با سرعت120کيلومتر سوار بر موتور سيکلت خوشگل = خوجل خوبی = خوفی جیگرتو بخورم = جیگلتو بخولم عشق منی = عجق منی قربونت برم = قلبونت بلم چطوری؟ = تطولی؟ چی کار می کنی = چیکال می کنی سلام = شلام دختر = دخمل پسر = پسمل عزیزم = عجیجم جون = جونززززززززززز بی تربیت = بی تلبیت بی ادب = بی عوض (این یکی درک ربطش کمی مشکل واقعاً) دوست ندارم = اصنم نِی خوام نمیدونم = نیدونم(این روزا خیلی می گن!!) دوست = دوکس(این کلمه رو نمی دونم از کجا درآوردیم) 



وقتی رفتی تو از پیشم تمام آرزوهام مرد
ندیدی که شکست قلبم
ندیدی که قلب من آزرد
بیا برگرد عزیزه من
که بدجوری دلم تنگه
درو دیوار این خونه با من
بدجوری میجنگه
آه نیستی
ببینی تنهایی هامو
صدای هق هقه شب گریه هامو
بیا بگذر ببخش خوبم گناهم را ، حلالم کن
بگوکی بودتورو راحت گرفت از قلب تنهام
کدوم نارفیقی بود که
نفهمید من تورو میخوام
خدا لعنت کنه
اون که
تورو از
من جدا کرد
منو تو اوج غم
تو بی کسی
بی همنفس
تنها رها
کرد


با خیالت
تا در سرمای نبودنت یخ نبندم….
اما هرگز نفهمیدی
من تو را برای دردهایم نمی خواستم
تـــو صاحب آرزویی باشی ؛ که شیرینی تعبیرش از آن ِ دیگریست!
جـای پای رفتن" تـــو"ست!![]()


شكسپير : اگر كسي را دوست داري رهايش كن سوي تو برگشت از آن توست و اگر
دانشجوي زيست شناسي : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... او تكامل
دانشجوي آمار : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر دوستت داشته
دانشجوي فيزيك : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برگشت ،
دانشجوي حسابداري : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...
دانشجوي رياضي : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...
دانشجوي كامپيوتر : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...
دانشجوي خوشبين : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن...
دانشجوي عجول : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...
دانشجوي شكاك : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...
دانشجوي صبور : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...
دانشجوي رشته صنايع : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()

مانده ام تنها و کس از این دلم یاد نکرد با تب عشق خودش روح مرا شاد نکرد
آن قَدَر کنج اتاق ماندم و دیوانه شـــدم کس سراغم نگرفت، این تنـم آزاد نکرد




مفهوم عشق
از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است .
از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد .
از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان .
از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است .
از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهی است .
از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد .
از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست .
از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم ربائی هست که قلب را به سوی خود می کشد .
از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد .
از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد .
از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود .
از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد .
از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد می شود .
از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر می گذارد.
از خودم پرسیدم عشق چیست؟گفتم …………………….
دوستت دارم تا اخرین نفس عزیزم.



یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق ان شب مست مستش کرده بود
گفت یارب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
خسته ام زین عشق دل خونم نکن
من که مجنونم تو مجنونم نکن
مرد این بازیچه دگر نیستم
این تو و لیلای تو من نیستم
گفت ای دیوانه لیلایت منم
در رگت پنهان و پیدایت منم
سالها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی....


اینم چندتا ازعکس های خودم


ادامه مطلب![]()
پسر: بالاخره موقعش شد. خیلی انتظار كشیدم.
بعد از ازدواج ![]()

![]()

![]()
با خشم همه کار میتوان انجام داد...

![]()
![]()
نامه ی یك دختر به همسر آینده اش....
اگر از تو توقع دیگری ندارم، به خاطر این است که به تو ثابت کنم چقدر برایم عزیزی!
و
اگر جهیزیه چندانی با خودم نمی آورم، فقط به خاطر این است که به من ثابت شود تو مرا بدون جهیزیه سنگین هم دوست داری و عشقمان فارغ از رنگ و ریای مادیات است.
![]()
هيچ جای جهان را نمی بينند
برای همين من
هميشه در انتظار پستچی نشسته ام
كه بسته ای بياورد
شايد تو برايم
پنجره فرستاده باشی!!
![]()
![]()
ناگهان- دریا! تو را دیدم حواسم پرت شد
در دلم فریاد زد فرهاد و کوهستان شنید
بعد ِ تو آیینه های شعر سنگم میزنند
وقتی از چشم تو افتادم نمیدانم چه شد
![]()
1- هنگام دیدن کسی که عاشقش هستید تپش قلب شما زیاد می شود و هیجان زده هستید . اما هنگام دیدن
2- هنگامی که عاشق هستید زمستان در نظر شما بهار است ولی هنگامی که کسی را دوست دارید زمستان
3- وقتی به کسی که عاشقش هستید نگاه میکنید خجالت میکشید ولی هنگامیکه به کسی که دوستش دارید
4- وقتی در کنار معشوق خود هستید نمیتوانید هر آنچه را که در ذهن دارید بیان کنید اما درمورد کسی که
5- در مواجه با کسی که عاشقش هستید دست وپای خود را گم می کنید اما در برابر کسی که دوستش دارید
6- شما نمی توانید به چشمان کسی که عاشقش هستید خیره شوید اما می توانید در حالی که لبخند بر لب
7- وقتی معشوق شما گریه می کند شما نیز گریه می کنید اما در مورد کسی که دوستش دارید سعی بر آرام
8- احساس عاشق بودن در نگاه است ولی دوست داشتن در کلام .

![]()
![]()
دختر:آروم تر من ميترسم
پسر:نه داره خوش ميگذره
دختر:اصلا هم خوش نميگذره تو رو خدا خواهش ميکنم خيلي وحشتناکه
پسر:پس بگو دوستم داري
دختر :باشه باشه دوست دارم حالا خواهش ميکنم آروم تر
پسر:حالا محکم بغلم کن(دختر بغلش کرد)
پسر:ميتوني کلاه ايمني منو برداري بذاري سرت؟اذيتم ميکنه
و.....
روزنامه هاي روز بعد: موتور سيکلتي با سرعت 120 کيلومتر بر ساعت به ساختماني اثابت کرد موتور سيکلت دو نفر سرنشين داشت اما تنها يکي نجات يافت حقيقت اين بود که اول سر پاييني پسر که سوار موتور سيکلت بود متوجه شد ترمز بريده اما نخواست دختر بفهمه در عوض خواست يکبار ديگه از دختر بشنوه که دوستش داره ... برای آخربن بار

![]()

![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |





